استادیار دانشگاه ولایت ایرانشهر -گروه عربی دانشکده علوم انسانی
چکیده
این پژوهش در چارچوب مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، به بررسی گفتمان مقاومت در شعر معاصر عربی میپردازد و میکوشد چگونگی بازنمایی مقاومت را در سطح زبانی و گفتمانی واکاوی کند. رویکرد پژوهش مبتنی بر تحلیل درونمتنی و توجه به زمینههای تاریخی و اجتماعی آثار است، بیآنکه فرض تأثیر و تأثر مستقیم میان متون مطرح شود. در این مطالعه، مقاومت نه واکنشی صرف به بحران، بلکه نظامی معنایی تلقی میشود که از طریق زبان شاعرانه، تجربهٔ ایستادگی، پایداری و کنش جمعی را بازتاب میدهد.روش پژوهش توصیفی–تحلیلی است و تحلیل بر خوانش دقیق دو قصیده و بررسی مؤلفههای مشترک گفتمان مقاومت در آنها استوار شده است. یافتهها نشان میدهد که هر دو شاعر، با وجود تفاوت در شرایط تاریخی و اجتماعی، بر شبکهای از مفاهیم مشترک تأکید دارند که شاکلهٔ گفتمان مقاومت را میسازد. این مفاهیم شامل برجستهسازی فاعلیت جمعی، پیوند اراده با تداوم حیات، نفی سکون و تسلیم، و بازسازی افق امید و آینده است.تحلیل داده ها حاکی از آن است که این مؤلفهها در هر متن، متناسب با بستر شکلگیری آن، به شیوهای متفاوت بازنمایی میشوند؛ بهگونهای که در یک متن، مقاومت در افقی فرازمانی و وجودی معنا مییابد و به ضرورتی برخاسته از منطق پویای حیات تبدیل میشود، در حالیکه در متن دیگر، همین مؤلفهها در پیوند مستقیم با تجربهٔ اشغال، حافظهٔ تاریخی و حق بازگشت، ماهیتی عینی و تاریخمند پیدا میکنند. نتیجهٔ اصلی پژوهش آن است که شعر معاصر عربی، بر پایهٔ بنیانهای مشترک معنایی، توان بازنمایی گفتمان مقاومت را در افقهای متفاوت و متکثر دارد.