انسداد در آستانه: تحلیل تطبیقی دو قهرمان زن آستانه‌ای در قصه‌های عامۀ ایران و ژاپن با تکیه بر الگوی سه‌مرحله‌ای ون‌جنپ

نوع مقاله : پژوهشی اصیل

نویسنده
عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
چکیده
در قصه‌های عامه قهرمانانی یافت می شوند که در مرز میان دو قلمرو متقابل (مرگ/زندگی، انسان/ماوراء، طبیعت/فرهنگ) ایستاده‌اند و نقشی تعیین‌کننده در پیشبرد روایت و آزمودن قهرمان ایفا می‌کنند. این مقاله به تحلیل دو تن از این «زنان آستانه-ای» می‌پردازد: «پری بافنده» در افسانۀ ایرانی «عمر جاویدان» و «یوکی‌اونّا» (زن برفی) در روایت‌های عامۀ ژاپنی. هدف پژوهش شناسایی الگوی خویشکاری این قهرمانان در ساختار آیین‌های گذار است. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی بر پایۀ الگوی سه مرحله‌ای ون‌جنپ و بسط آن توسط ویکتور ترنر است. یافته‌ها نشان می‌دهند که اگرچه ساختار این قصه‌ها از الگوی کلاسیک گذار پیروی می‌کند، دو قهرمان زن به مرحلۀ بازپیوست کامل راه نمی‌یابند و در وضعیت تعلیق باقی می‌مانند. همچنین بررسی تطبیقی نشان می‌دهد دو زن آستانه‌ای به دلیل تفاوت‌ در کیهان‌شناسی‌ فرهنگ‌ دو کشور، مغایرت‌هایی در مراحل گذار دارند؛ «پری بافنده» با نظر به سنت ایرانی (زردشتی- اسلامی) که ورود موجودات ماورائی به جهان انسانی را استثنایی و ممنوع تلقی می‌کند، محکوم به طرد شدن و حاشیه‌نشینی است. او با «عاملیت معرفتی» (حفظ دانش نهان جاودانگی) و گریز از ایفای نقش‌های زنانه، می‌کوشد اقتدار خود را حفظ کند، اما در پایان گرفتار خشونت ساختاری می‌گردد و ربوده و حذف می‌شود، در حالی که «یوکی‌اونّا» در بستر سنت ژاپنی (شینتو- بودیسم) که در آن، مرز انسان و ماوراء همیشه سیال و نفوذپذیر بوده است، با بهره‌گیری از «عاملیت کنشی» فعالانه وارد جهان انسانی می‌شود و در نهایت هم داوطلبانه از آن خارج می‌شود.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 06 خرداد 1405