1
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2
کارشناس ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
چکیده
مسئلۀ این پژوهش آن است که بنمایههایِ اساطیریِ روایتِ رستم در طومارِ نقالیِ نایگلی، از جمله تولدِ شگفتانگیزِ قهرمان، یاورِ حیوانی و موجودِ غولآسا/اژدهایی، در جلدِ نخستِ حماسۀ قرقیزیِ ماناس نیز به شکلی قابلمقایسه بازتاب یافتهاند یا نه، و در صورتِ وجودِ چنین بازتابی، این همانندی تا چه اندازه از تماسِ فرهنگیِ ایرانی-ترکی در آسیای مرکزی و تا چه اندازه از کارکردِ جهانشمولِ ژانرِ حماسه برمیخیزد. برایِ بررسیِ این مسئله، دو متن (ماناس، ترجمۀ والتر می، ۱۹۹۵) به روشِ توصیفی-تحلیلی و کتابخانهای با تکیه بر نظامِ شاخصهموتیفِ استیت-تامپسون مقایسه شدهاند. این نظام بنمایه را، بهعنوانِ کوچکترین واحدِ معناداریِ روایت که توانِ تداوم و بازتولید در سنتِ داستانی دارد، با کدهایِ حرفعددی طبقهبندی میکند و بدونِ فرضِ خویشاوندیِ زبانی یا فرهنگی، مقایسه را فراتر از مرزِ ژانر و قومیت ممکن میسازد. به همین دلیل، در برابرِ بدیلهایی چون نظریۀ سهکارکردیِ دومزیل یا ریختشناسیِ پراپ، برایِ سنجشِ دو سنتِ حماسیِ ایرانی و ترکی مناسبتر است. یافتهها نشان میدهد سه بنمایه در هر دو متن مستند است: تولدِ شگفتانگیز/دشوار (T500-T599)، یاورِ حیوانیِ مستقل و مبارز (B524) و موجودِ اژدهاییِ غولآسا با خاستگاهِ الهی (B11). سایرِ بنمایههایِ شناساییشده تاکنون تنها در یکی از دو متن یافت شدهاند. این پژوهش، بیآنکه خویشاوندیِ تاریخیِ دو سنت را ادعا کند، الگویی مقدماتی برایِ مطالعاتِ تطبیقیِ آتی در حوزۀ حماسههایِ آسیایِ مرکزی و ایران ارائه میدهد.