بررسی نوزایی «فرهاد» در شعر اکفراستیکِ «مرد» اسماعیل شاهرودی و دو لینوکاتِ پرویز تناولی بر اساس مدل داستان‌های دوساحتی مارک ترنر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
چکیده
این پژوهش به بررسی نقش اکفراسیس شعر «مرد» اسماعیل شاهرودی در مواجهه با دو لینوکات پرویز تناولی، «شفاعت آهو» و «شیرین و فرهاد»، به‌عنوان بستری برای بازپیکربندی شخصیت ادبی کلاسیکِ «فرهاد» می‌پردازد. رویکرد این پژوهش، مطالعۀ اکفراسیس در چارچوب ادبیات تطبیقی بین‌رشته‌ای است و برای کاربست عملی این رویکرد از الگوی «داستان‌های دوساحتی» مارک ترنر (۲۰۰۳) بر بسترِ نظریۀ آمیختگیِ مفهومیِ فوکونیه و ترنر (۱۹۹۸؛ ۲۰۰۲) بهره گرفته شده است که با تعریفِ کلاوس کلوور (۲۰۱۷) از اکفراسیس، یعنی به‌کلام‌آوردن تجربۀ مواجهه با اثر بصری، هم‌راستاست. در تحلیل حاضر، شبکۀ آمیختگی از سه فضای ورودی تشکیل می‌شود: دو لینوکاتِ تناولی، گفتمان انقلابی دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰، و قابِ پیامبرانۀ کوه طور. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحیلی آمیختگی مفهومی است و برای پشتیبانی آن از شواهد تاریخی بهره گرفته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد فرهاد سنتی از طریق سازوکارهای هم‌زمانِ فشرده‌سازی، تکمیل و بسط، به‌صورت «فرهاد انقلابی» نوزایی می‌شود. همچنین، بررسی‌ها روشن می‌کند که شعر شاهرودی محرک تعمیق تیپ فرهاد در آثارِ بعدی تناولی نیز بوده است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 23 شهریور 1405