«شتاب ساکن» در تصویر؛ تعامل ادبیات و نقاشی در دو سروده‌ از ژاک پره‌ور و یعقوب زارع

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی گرایش ادبیات غنایی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی,، دانشگاه بیرجند.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بیرجند.
3 مدرس مدعو گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بیرجند.
چکیده
در پژوهش حاضر، تعامل ادبیات و نقاشی در دو شعر فارسی و فرانسوی -از یعقوب زارع و ژاک پره‌ور- که در محورهای خیال، عاطفه و تصویرسازی رویکرد همانندی دارند، به شیوۀ تطبیقی-بین‌رشته‌ای بررسی می‌شود، بی‎آنکه یکی خاستگاه و سرچشمه دیگری دانسته شود. از این‌رو باید گفت این جستار، از حیث چهارچوب نظری، به شاخه‌ای از نظریه‎های ادبیات تطبیقی نزدیک است که بر مطالعۀ تواردها و تشابهات ادبی، فارغ از اثرگذاری و اثرپذیری متمرکز است. الگوی خوانش و تفسیر مقایسه‌ای متن، از شاخه مطالعات بین‎رشته‌ای ادبیات-نقاشی برگرفته شده‌ است که در آن عناصری مانند کادر/ قاب، شکل، رنگ و پردازش قلم در پیوند با شعر و اجزاء آن تحلیل می‌شود. بررسی‌ها نشان‌ می‌دهد که تعامل شعر و نقاشی در این دو قاب هنری زبانی-تصویری، افزون‌بر ترسیم منظره و فضایی بدیع، مفاهیم و تصاویر ذهنی و انتزاعی محض را در قاب نقاشی-شعر ایستایی و پویایی توأمان بخشیده است؛ شعر «شتابی ساکن» دارد. کادر هر دو متن به‌تدریج و از بخش کانونی تصویر (عنصر مرکزی) بسط می‌یابد. افق نگاه در شعر زارع، متغیر و در شعر پره‌ور، ثابت است. اشکال مختلف بصری در دو شعر وجود دارد و پره‌ور از اشکال غیربصری نیز استفاده می‌کند. هر دو شاعر، با آگاهی از تأثیر رنگ در ترسیم تابلوی نقاشی و تلطیف فضای اثر، از انواع رنگ‌های گرم، سرد و خنثی و تکنیک سایه-روشن استفاده می‌کنند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 03 شهریور 1405