1
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی،دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2
استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3
دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
چکیده
نقاب، یکی از شگردهای بنیادین شعر معاصر و از مهمترین راهبردهای هنری در بیان مفاهیم اجتماعی و اندیشگانی به شمار میرود. شاعر از رهگذرِ این تکنیک، با پنهان شدن در پسِ چهرۀ دیگری، علاوه بر انعکاس دغدغههای عام دوران معاصر، واقعیتهای سیاسی–اجتماعی زمانه را با نگاهی ژرف، انتقادی و آگاهانه به تصویر میکشد.در همین راستا، نگارندگانِ این جُستار با رویکردی تحلیلی–تطبیقی، به بررسی نقابهای کلاسیک در سرودههای اجود مجبل خفاجی(شاعر معاصر عراق) و مهدی اخوان ثالث(شاعر معاصر پارسیزبان)پرداختهاند-شاعرانی که طعم تلخ ظلم و خفقان و استبداد را در سرزمین مادری چشیدهاند-نقابهایی که با همان شمایل اصیل و شناختهشده در عرصههای مختلف اسطورهای، ادبی، دینی، فلسفی، روایی و تمثیلی به مثابۀ نمادهایی از ارزشها هستند، اما در شعر معاصر با دگردیسی( تغییر در ساختار سنتی نقاب؛ تغییر موقعیت آنان) و بازآفرینی (کاربست نقاب مطابق با دیدگاه شاعر؛ ترسیم دغدغههای معاصر) به ابزاری نمادین جهت ترسیم مسائل سیاسی-اجتماعی بدل گشتهاند.برآیند نهایی این جستار نشان میدهد که خفاجی و اخوانثالث با تغییر در ساختار سنتی نقاب و بازآفرینی در ساحت ساختارهای روایی (غایب/مخاطب/متکلم) آنان را از محدودۀ روایتهای مألوف و نقشهای تثبیتشدۀ خویش فراتر میبرند و در بستر شعرِ معاصر، به نقابی آگاه، معترض و تأملبرانگیز بدل میسازند تا به بازتاب بحرانها، اندیشهها و آرمانهای انسانِ امروز بپردازند و پیوستگیِ سنت با پویاییِ زمان اکنون را معنا بخشند.