دوره 10، شماره 1 - ( 1401 )                   جلد 10 شماره 1 صفحات 102-77 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد
2- استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد ، seddighi@ferdowsi.um.ac.ir
3- دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد
4- استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
چکیده:   (508 مشاهده)
  تحلیل اسطوره‏شناختی خویشکاری­های قهرمانان در داستان‌ها، بیانگر حقایق تازه‌ای درباره‌ی نهاد بشر و علایق و آرزوهای وی است. زن قهرمان در قالب نمود اساطیری آن‌یکی از مهم‌ترین انواع شناخت اساطیری در جوامع کهن مادر تبار است که ارزش شایانی در پژوهش‏های تاریخی، ادبی، روانشناختی و اسطوره‏بنیاد دارد. در این جستار اهمیت زن و نقش ویژه‌ او در شکل‌گیری روایت‌های اسطوره و هم‌چنین پیوند آن با سازه‏های طبیعت آغاز یعنی آب، خاک، گیاهان و درختان... نقد و بررسی می‌شود. هدف این پژوهش بررسی، نقد و تحلیل اسطوره‏گرای زن قهرمان در دو روایت اسطوره ای تیامات و مردوک وشهنواز و ارنواز و فریدون با تکیه‌بر نظریه راگلن می‌باشد. نگارندگان در این پژوهش کوشیده‌اند تا با شیوه نقد اسطوره گرا وتفسیر تطبیقی کهن‌الگوی زن قهرمان در دو روایت اساطیری «تیامات – مردوک» و «شهناز -ارنواز و فریدون» بپردازند و هم‌چنین به پیوند مشترک این دو روایت با سازه‌های طبیعت اشاره نمایند. برآیندنهایی  پژوهش حاضرتاکید کننده این باور است  که هر دو روایت در یک خویشکاری بنیادین با آب، به‌عنوان اساسی‌ترین عنصر هستی پیوند خورده‌اند. در هردو روایت زن قهرمانان: تیامات در اساطیر میان‌رودان و شهناز و ارنواز در اساطیر ایران همان خدا بانوان آب و در حقیقت مادران ازلی هستند که آفرینش همه جانداران از آن‌ها صورت می‌پذیرد. نقش خدای نرینه در قالب فریدون و مردوک نمودی کم رنگ تر دارد. آنچه در هر دو روایت ملموس و و قابل مشاهده می­باشد؛ این است که ژرف‌ساخت هر دو روایت رهاسازی آب و فزون‏ساخت فراوانی و باروری در دو سرزمین ایران و میانرودان است
متن کامل [PDF 284 kb]   (90 دریافت)    
نوع مقاله: پژوهشي اصيل | موضوع مقاله: پژوهشهای تطبیقی
دریافت: 1400/4/20 | پذیرش: 1401/3/21 | انتشار: 1401/3/10

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.