<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تربیت مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش های ادبیات تطبیقی</JournalTitle>
				<Issn>2345-2366</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی طنز اجتماعی- سیاسی در اشعار واصف باختری و احمد مطر</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">27828</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>مهتدی</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2024</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>28</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">طنز یکی از شگردهای ادبی و همچنان یکی از شیوه‌های مبارزات کلامی است که شاعران در جوامع سیاسی خفقان‌آور برای نقد عمل‌کرد زمامداران از آن بهره می‌برند. در نوشتار حاضر نگارنده کوشیده‌ است تا طنز اجتماعی- سیاسی را در اشعار باختری و مطر مورد بررسی قرار دهد. اساس طنز این دو شاعر انتقاد از شرایط نابسامان جامعه افغانستان و عراق به منظور اصلاح و زدودن فساد است که بدون تردید جلوه‌های مشترک طنز هردو شاعر دردمند را همین موضوع شکل داده است و از جانب دیگر هدف طنز این دوشاعر به هیچ وجه خنداندن دیگران نیست؛ بلکه طنز آنها اهداف کلان و ارزشمندی همچون استعمار‌زدایی و فساد‌زدایی را درپی‌دارد، در اشعار این دو شاعر مضامین مشترک زیادی دیده می‌شود که در این مقاله با روش توصیفی_تحلیلی به این مضامین مشترک و تطبیق اندیشه‌های دو شاعر پرداخته شده است در نتیجه می‌توان گفت که همگونی‌های زیادی میان طنز باختری و مطر وجود دارد از جمله برخورد انقلابی و تحول‌آفرین هردو شاعر با زمامداران عصر خود از رهگذر طنز، نقد فساد اداری، نقد استعمار‌ستایی، دید اصلاح‌گرانه، بیان‌کردن درد مردم در قالب طنز و برخی مشابهت‌های دیگری که در این مقاله به صورت مفصل به توضیح آن  پرداخته شده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طنز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">باختری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مطر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">افغانستان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عراق</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://clrj.modares.ac.ir/article_27828_5aa4a8377a596e113596ba843f3a3e93.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تربیت مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش های ادبیات تطبیقی</JournalTitle>
				<Issn>2345-2366</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی و مقایسه بازنمود هویت در دو رمان نخلهای بی سر (قاسمعلی فراست) و رمان شب‌ها و روزها (کنستانتین سیمونوف)</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">27829</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عبدالله</FirstName>
					<LastName>حسن زاده میر علی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه سمنان. دانشکده ادبیات</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محبوبه</FirstName>
					<LastName>جعفرقلی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه سمنان دانشکده ادبیات</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>12</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی به بررسی بازنمایی هویت در دو رمان «نخل‌های بی‌سر» اثر قاسمعلی فراست و «شب‌ها و روزها» اثر کنستانتین سیمونوف می‌پردازد. مبانی نظری بر اساس نظریه بازنمایی استوارت هال، رهیافت هویت اسمیت و تاجفل، تحلیل ایدئولوژیک یورگن روله تدوین شده است. هدف، تبیین شباهت‌ها و تفاوت‌های بازنمایی هویت ملی، اجتماعی و فردی در بستر دو جنگ دفاع مقدس ایران و جنگ جهانی دوم در جبهه شوروی (روسیه) است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در «نخل‌های بی‌سر» هویت ملی و دینی با تجربه فردی شخصیت‌ها، پیوند خورده و در مواجهه با بحران، تقویت می‌شود؛ درحالی‌که در «شب‌ها و روزها» هویت جمعی، تحت‌تأثیر ایدئولوژی سوسیالیستی و اصل انترناسیونالیسم مارکسیستی برجسته می‌گردد. تفاوت در بستر تاریخی، نظام فکری و سبک نویسندگی دو نویسنده بازتابی از تفاوت‌های فرهنگی و ایدئولوژیک دو جامعه است. این مقایسه نشان می‌دهد که ادبیات پایداری، باوجود اشتراک در مضامینی چون مقاومت و فداکاری، در ساختار هویتی خود متأثر از شرایط اجتماعی و فکری هر ملت است.&lt;br&gt; </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات‌تطبیقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات پایداری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هویت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نخل‌های بی‌سر(فراست)</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شب‌ها و روزها(سیمونوف)</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://clrj.modares.ac.ir/article_27829_4b992723f9bc784bf46907eee25f6c9f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تربیت مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش های ادبیات تطبیقی</JournalTitle>
				<Issn>2345-2366</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>آزادی و تعهّد اجتماعی در آیینه شعر معاصر عربی و فارسی: نگاهی تطبیقی به جهان شاعرانه قاسم حدّاد و احمد شاملو</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">27830</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>کوچری</LastName>
<Affiliation>دانش آموخته دکتری زبان و ادبیّات عربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد، مهاباد، ایران. (نویسنده مسئول)</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>شهناز</FirstName>
					<LastName>علی پور</LastName>
<Affiliation>دانش آموخته کارشناسی زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه خوارزمی کرج، کرج، ایران.</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">چکیده&lt;br&gt;شعر معاصر همواره بازتابی از تحوّلات اجتماعی و سیاسی بوده است و در این میان، قاسم حدّاد و احمد شاملو، به عنوان دو شاعر متعهّد، نقش بسزایی در ادبیّات عربی و فارسی ایفا کرده‌اند. این پژوهش با رویکردی تطبیقی و در چارچوب مکتب آمریکایی ادبیّات تطبیقی، مفاهیم آزادی، تعهّد اجتماعی و عدالت را در آثار این دو شاعر بررسی می‌کند. حدّاد، با زبانی استعاری و ساختارشکنانه، تجربه‌های تلخ سرکوب و مقاومت را به تصویر می‌کشد. در حالی‌که شاملو، با استفاده از زبانی صریح و آهنگین، ظلم و استبداد را به چالش می‌کشد و به دفاع از حقوق انسانی می‌پردازد، در این پژوهش، ابتدا زمینه‌های اجتماعی و تاریخی شعر هر دو شاعر بررسی شده و سپس شیوه استفاده از نمادها، استعاره‌ها و فرم‌های نوین شعری در بیان تعهّد اجتماعی و آزادی‌خواهی تحلیل می‌شود. همچنین، میزان تأثیرگذاری آن‌ها بر شاعران معاصر عربی‌زبان و فارسی و جایگاه جهانی‌شان در ادبیّات مقاومت مورد بررسی قرار می‌گیرد. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر دو شاعر، با وجود تفاوت‌های سبکی، توانسته‌اند تعهّد اجتماعی را در قالبی نوآورانه بازآفرینی کرده و ادبیّات را به ابزاری مؤثّر برای بیدارسازی، مبارزه و آگاهی‌بخشی تبدیل کنند. آثار آن‌ها همچنان الهام‌بخش جریان‌های شعری منتقد و آزادی‌خواه در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است.&lt;br&gt;کلیدواژه‌ها: ادبیّات تطبیقی، آزادی، تعّهد اجتماعی، قاسم حدّاد، احمد شاملو.&lt;br&gt;&lt;br&gt; </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیّات تطبیقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آزادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تعّهد اجتماعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قاسم حدّاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">احمد شاملو</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://clrj.modares.ac.ir/article_27830_56713b5bbd4991e7a6cd723c2ec6063e.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تربیت مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش های ادبیات تطبیقی</JournalTitle>
				<Issn>2345-2366</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل کانونی‌سازی در فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلمِ شهرام اسدی</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">27831</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>حیاتی</LastName>
<Affiliation>دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تحلیل کانونی‌سازی در فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلمِ شهرام اسدی&lt;br&gt;&lt;br&gt;چکیده&lt;br&gt;این پژوهش با رویکرد روایت‌شناسی ژرار ژنت در مبحث کانونی‌سازی و نظریۀ مکمل مایکل تولان دربارۀ وجوه سه‌گانۀ کانونی‌سازی به مقایسۀ فیلمنامۀ روز واقعه نوشتۀ بهرام بیضایی و فیلم اقتباسی شهرام اسدی می‌پردازد. مسئلۀ اصلی تحقیق این است که دو رسانۀ نوشتاری و سینمایی چگونه از طریق کانونی‌سازی داستان را روایت کرده‌اند. روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی است و داده‌ها از بررسی صحنه‌ها و گفت‌وگوهای اصلی دو متن استخراج شده است. نتایج نشان می‌دهد در فیلمنامه  روز واقعه، کانونی‌سازی بیشتر بر پایۀ گفت‌وگوهای پرسش‌محور، جابه‌جایی مداوم میان کانونی‌سازی بیرونی و درونی، و ارجاعات مکرر به پیش‌واقعه‌ها شکل گرفته است. این شیوه، شخصیت شبلی را در مسیر تردید تا کشف حقیقت در مرکز توجه قرار می‌دهد. در مقابل، فیلم «روز واقعه» با بهره‌گیری از زبان تصویر، نمادهای بصری (مانند بیابان و راه‌های بی‌انتها) و میزانسن‌های آیینی، کانونی‌سازی را از سطح گفتار به سطح دیداری منتقل کرده است. بدین ترتیب، فیلم بر تنهایی و سرگشتگی شبلی تأکید بیشتری دارد و تجربۀ عاطفی و حسی مخاطب را پررنگ‌تر می‌سازد. در مجموع، مقایسۀ دو رسانه نشان می‌دهد که فیلمنامه بیش از هر چیز به تحلیل مفهومی و ایدئولوژیک واقعه متکی است، در حالی که فیلم با استفاده از امکانات سینما، کانونی‌سازی را به عرصۀ ادراک حسی و تجربۀ بصری می‌کشاند و بدین‌گونه، تأثیر عاطفی و دراماتیک روایت را به‌واسطۀ درهم‌تنیدگی بیشترِ کانونی‌سازی بیرونی و درونی، افزایش می‌دهد.&lt;br&gt;واژگان کلیدی: کانونی‌سازی، روز واقعه، بیضایی، اسدی.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کانونی‌سازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روز واقعه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بیضایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسدی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://clrj.modares.ac.ir/article_27831_8d518efb0d0c9dcfc08b0b18ad8a93a5.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تربیت مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش های ادبیات تطبیقی</JournalTitle>
				<Issn>2345-2366</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل تطبیقی بازنمایی طبیعت و نمادپردازی‌های مرتبط در شعر فرخی سیستانی و دو فو</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">27833</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>شین یی</FirstName>
					<LastName>تینگ</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نجمه</FirstName>
					<LastName>دری</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>غلامحسین</FirstName>
					<LastName>غلامحسین زاده</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فرهاد</FirstName>
					<LastName>جوانبخت</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">شعر، به‌دلیل ایجاز زبانی و قابلیت‏های بازنمایی تصاویر با نمادپردازی و بهره‏مندی از عناصر خیال، بستر مناسبی برای تحلیل تطبیقی نظام‌های زیباشناختی و فرهنگی به‌شمار می‌رود. از آنجا که در بسیاری از سنت‌های شعری، به‌ویژه در حوزه‌های کلاسیک، طبیعت به‌عنوان عنصری زیباشناختی و نمادین نقش برجسته‌ای دارد، مطالعۀ تطبیقی تصویرپردازی طبیعت در سنت‌های شعری مختلف می‌تواند به شناخت مؤلفه‌های فرهنگی و زیباشناختی آن‌ها یاری رساند. پژوهش حاضر به بررسی نحوۀ بازنمایی عناصر طبیعی در اشعار دو شاعر شاخص از دو نظام ادبی و فرهنگی متفاوت—فرخی سیستانی از ایران و دو فو از چین—می‌پردازد. انتخاب این دو شاعر به‌دلیل جایگاه ممتاز آن‌ها در ادبیات کلاسیک و همچنین حضور پررنگ عناصر طبیعت در شعر ایشان صورت گرفته‌است. با وجود تفاوت‌ها در زمینه‏های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و... هر دو شاعر از عناصر طبیعی بسیار بهره برده‏اند که برخی از آنها چون «خورشید»، «ماه» و «گل» و مانند آن از نظر بسامد شاخص‏تر است، و می‏تواند برای این پژوهش تطبیقی از زاویه بلاغت ادبی و عناصر زیبایی‏شناسی در شعر مورد مطالعه قرار گیرد. دو فو از طبیعت به‌عنوان ابزاری برای بازتاب اندوه، ناپایداری و تجربه‌های فردی–اجتماعی بهره می‌گیرد؛ در حالی که فرخی طبیعت را در خدمت ساخت تصویری باشکوه از نظام سلطنتی و به عنوان ابزاری برای پربار کردن مضمون مدح  به‌کار می‌برد. این مقاله تلاش دارد با تکیه بر خوانش دقیق و تحلیل تطبیقی، نشان دهد که بازنمایی طبیعت چگونه می‌تواند بازتابی از نگرش فرهنگی، جهان‌بینی و ساختار عاطفی در دو سنت شعری متمایز باشد.&lt;br&gt; </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فرخی سیستانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دو فو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طبیعت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نمادپردازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات تطبیقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مطالعات بینافرهنگی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://clrj.modares.ac.ir/article_27833_c50eba02bbfa2d21fb54ec0977e952d5.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تربیت مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش های ادبیات تطبیقی</JournalTitle>
				<Issn>2345-2366</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>خوانشی جامعه‌شناسانه از رمان‌های بهشت و دوزخ و من تا صبح بیدارم از جعفر مدرس صادقی و رمان‌های خوشه‌های خشم و ماه پنهان است از جان اشتاین‌بک براساس نظریة بازتاب لوکاچ</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">27834</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>هانیه</FirstName>
					<LastName>حاجی تبار</LastName>
<Affiliation>زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0001-9892-8696</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هر اثر چارچوب فکری نویسنده را نشان می‌دهد، اما باید دانست که منشأ این چارچوب فکری تنها تفکر خود نویسنده نیست بلکه جامعه و تحولات آن نقش اساسی در پیدایش آن افکار دارند و به همین دلیل است که هر نویسنده تفکر معینی درباره جامعه دارد. جعفر مدرس‌صادقی و جان اشتاین‌بک پیوسته کوشیدند تا نشان دهند چگونه جامعة مدرن در جهت انقیاد و استثمار طبقات فرودست و تضادهای طبقاتی به‌کار گرفته شده است. از‌این‌رو، پژوهش حاضر می‌کوشد با بهره‌گیری از نظریة بازتاب لوکاچ و با روش توصیفی-تحلیلی به واکاوی مؤلفه‌های اجتماعی در رمان‌های بهشت و دوزخ و من تا صبح بیدارم از مدرس‌صادقی و رمان‌های خوشه‌های خشم و ماه پنهان است از اشتاین‌بک به‌صورت تطبیقی بپردازد. واکاوی این رمان‌ها نشان می‌دهد، هر دو نویسنده می‌کوشند تا سنت‌های اجتماعی را در آثار خود منعکس نمایند و به‌نوعی روایتگر فرهنگ حاکم بر جامعه باشند. هر دو نویسنده با بازنمایی مسائل اجتماعی چون فقدان آزادی، اعتصاب، سرکوب و مسائل سیاسی به انعکاس ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه می‌پردازند. همچنین شخصیت‌های این رمان‌ها اغلب افراد آسیب‌دیدة اجتماعی هستند که در تلاش‌اند تا خود را با هویتی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند، تطبیق دهند که در این انطباق هویت عموماً شکست می‌خورند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات تطبیقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقد جامعه‌شناختی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جعفر مدرس صادقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جان اشتاین‌بک</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://clrj.modares.ac.ir/article_27834_235a4b01cca43ead1a2435ec19c04bab.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
