<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تربیت مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش های ادبیات تطبیقی</JournalTitle>
				<Issn>2345-2366</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی ارتباط زمان و محتوا در اشعار آنتونیو ماچادو و فروغ فرخزاد</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">27837</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>بیات فر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-8541-9713</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نجمه</FirstName>
					<LastName>شبیری</LastName>
<Affiliation>دانشیار زبان و ادبیات اسپانیایی دانشکده  ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">زمان یکی از اساسی‌ترین مفاهیم در اشعار آنتونیو ماچادو و فروغ فرخزاد است که نه‌تنها در ساختار و محتوا، بلکه در شکل‌گیری نگرش فلسفی و جهان‌بینی این دو شاعر نیز نقشی کلیدی ایفا می‌کند. در اشعار ماچادو، زمان جریانی پیوسته و ناگزیر است که در قالب استعاره‌هایی همچون راه، سفر و درخت تجلی می‌یابد و با جریان بی‌وقفه‌ی مرگ همراه است. در مقابل، فروغ فرخزاد زمان را به‌عنوان نیرویی ناپایدار و ذهنی بازنمایی می‌کند که میان گذشته، حال و آینده در نوسان است و اغلب با حس سرگشتگی، اضطراب و آگاهی از بی‌ثباتی هستی پیوند خورده است. این پژوهش، با بهره‌گیری از چارچوب نظری اگزیستانسیالیسم هایدگر، به تحلیل تطبیقی نقش زمان در اشعار این دو شاعر پرداخته است. نظریه‌ی &quot;زمانمندی&quot; هایدگر نشان می‌دهد که تجربه‌ی زمان در شعر آن‌ها صرفاً کرونولوژیک نیست، بلکه بازتابی از زیست‌جهان دو شاعر و تأملات فلسفی‌شان درباره‌ی هستی و مرگ است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که ماچادو زمان را نوعی پیوستار هستی‌شناختی می‌داند که با حرکت و امید همراه است، در حالی که فرخزاد به زمان نگاهی بحرانی، گسسته و آمیخته با اضطراب دارد. این تفاوت‌ها، علاوه بر تمایزات فردی، متأثر از تجربه‌ی زیسته و فلسفه‌ی فردی آن‌ها بوده و در فرم و محتوای شعرشان بازتاب یافته است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آنتونیو ماچادو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فروغ فرخزاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هایدگر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زمانمندی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اگزیستانسیالیسم</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://clrj.modares.ac.ir/article_27837_af1a4ea496c2d7d01d9d1ebd8d5c82f4.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
